محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

محمدپارسا عشق مامان و بابا

محمد پارسا و عروسك كرير 1

سلام پسر شيطونم تازگيا عاشق اين زنبو كريرت شدي و باهاش بازي ميكني و حرف ميزني.اينجا 48 روزت بود ماماني... چيه ماماني كاري داري؟ !!!   بقيه عكسا تو ادمه مطبه يادت نره ببيني :   عكساي 47 روزگي پسري با زنبور كريرش!   بسه ديگه ماماني...     ...
16 آبان 1391

چهل روزگی پسملم

پسرم بالاخره چهل روزه شدي. رفتيم خونه مادر جون.مادر جون بردت حمام.يه كيك كوچولو هم برات گرفتنو چهل روزگيتو جشن گرفتن عسلم...   بقيه عكسا رو گذاشتم تو ادامه مطلب : حمام چهل روزگي پسرم ، خونه مادر جون     ... اينم دائي جون هاي شما   ...
14 مهر 1391

ولیمه برای پسرم

پسر گلم خیلی دوستت داریم... بابایی وپدر جون ١٠ شهریور وقتی شما ٣٢ روزت شده بود براتون ولیمه دادن و ٢ تا گوسفند قربونی کردن(یکی برای عقیقه و یکی برای ولیمه ختنه) تا شما همیشه سالم وسرزنده باشی. ما صبح زود رفتیم خونه باغ تا برا شما قربونی کنیم.خاله سهیلا و مامان محرم از قبل حیاط رو تزئین کرده بودن.دستشون درد نکنه...   بقیه عکسا تو ادامه مطلب : هوا اون روز خوب بود وشما بغل عمو آرمانت كلي حال ميكردي اينام عكساي شبت اين قده بازي كرده بودي كه  خسته بودي و همش خواب بودي.مامان قربونت بره... اينم وقتي كه داشتي كيكت رو ميبريدي چيه خوب خسته بودم...!میام میخورمتا...
8 مهر 1391

ماه دوم زندگي پسري

  34 روزگي عسلم   پسر گلم نمیدونی وقتی لختت میکنم و ماساژت میدم چه حالی میکنی يه عالمه ازت عكس گرفتم .توي همشون ناز بودي فقط چند تاشو اينجا ميزارم... بقيه عكسا تو ادامه مطلب:   الهي مامان فداي قدو بالاي پسرش بشه الهي قربونت برم...از فلشي كه دوربين ميزد تعجب ميكردي ! داشتم از خنده ميمردم عزيز دلم... اينجام  آماده شديم بريم خونه مادر جون ...
8 مهر 1391
1